ادامه قوانین حاکم بر مغز
بین الگوهای مفاهیم در مغز ما روابط و کانالهایی است . ارتباط بین این مفاهیم از طریق این کانالها برقرار است مثلاً بین مفهوم بستنی و غذا و شیر ارتباط بسیار نزدیکتری است تا ارتباط بین بستنی و تیرآهن ، به عبارت دیگر کانال ارتباطی بین این مفاهیم سهلالعبورتر است . گاهی ذهن بین دو مفهوم ارتباط برقرار میکند مثلاً بین الگوهای نامِ حسن و تصویر حسن که اکنون برای اوّلین بار او را دیدهایم . حال چنانچه پس از مدّتی طولانی که او را ندیدهایم دوباره حسن را ببینیم ، نام او را به یاد نمیآوریم . گویا کانال ارتباطی بین دو الگوی حسن و تصویر حسن در ذهن ما یا تنگ شده یا گرفتگی پیدا کرده است که عبور از آن دشوار است . بعد از مدّتی به زحمت نام او را به یاد میآوریم که حسن است . چندین بار نام حسن را با قیافۀ او در ذهن مرور میکنیم ، دفعات بعد خیلی سریع و آسان از نام حسن به قیافۀ او و از قیافۀ او به حسن میرسیم . یعنی ارتباط بین الگوهای نامِ حسن و الگوی قیافۀ او در ذهن ما تسهیل شده است .
هوش و هوشمندی
رفتار طبیعیِ اجزای جهان هوشمندانهترین رفتار است . هوشمندی یعنی حرکتِ صحیح در جهت هدف و هیچ شدنی در جهان از روی بوالهوسی و سرگردانی که گاهی این و زمانی آن شود نیست .
هر جزء از اجزای کائنات در مقابل اجزای دیگر رفتاری ثابت و مشخّص و قانونمند دارد ، بنابراین اجزای کائنات هوشمندند . من مادّه را جزءِ هوشمند و هوشِ مواد را ناشی از ساختار و ساختمان آن میدانم .
هوش را اگر کیفیتِ رفتار در جهت حصول و وصولِ هدف ، تعریف کنیم همۀ اعضایِ جهان به تبعیت از ساختار و ساختمان خود هوشمندند و بسته به چند و چونِ ساختار و ساختمانِ آنها ، در سلسله مراتبی از هوشمندی جای میگیرند .
میتوان گفت که همۀ اجزای کائنات هوشمندند ، مشروط بر آنکه سطح هوشمندی را دارای مراتبی از پایین تا بالا بدانیم . مثلاً هوشِ مواد کانی و آلی بسیار ابتداییتر و پایینتر از گیاهان ، هوشِ گیاهان پایینتر از حیوانات و هوشِ حیوانات پایینتر از انسان است .