فلسفه شناخت

ادامه قوانین حاکم بر مغز پس جملۀ زمین کروی است را قبلاً غلط و اکنون درست می‌دانیم . همین تجربه می‌تواند تعمیم یاید و علّت کذب و صدق دانستنِ بسیاری از گزاره‌ها را روشن کند . به طور خلاصه آن مفهومی درست است که با مفاهیم قبلیِ ذهنِ ما هماهنگ باشد و آن چیزی غلط است که با مفاهیم قبلیِ ذهن ما در تضاد باشد . هر مفهوم جدیدی که استواری و ثبات مفروضات ذهن ما را خدشه‌دار کند کذب و آنچه که در هماهنگی و استواری با محفوظاتِ قبلی باشد ، صدق تلقّی می‌شود . البته این امکان هم هست که شخصی به تحلیل مفاهیم ذهن خود بپردازد و تضادّی در میانِ آن مفاهیم پیدا کند و آن تضادها را برطرف کند که در این حالت با معیاری جدید ، که برآیند محفوظات فعلیِ ذهن او است دوباره به حُکم دربارۀ مفاهیم جدید که با آن‌ها مواجه می‌شود ، می‌پردازد .
     در طول تاریخِ بشریت ، اگر آنان که به عَمد دروغ گفته‌اند را مستثنی کنیم ، می‌توانیم بگوییم که هیچ بشری حتّی یک مورد « غلط » نگفته است . مشروط بر آن‌که میزان و قاضیِ تشخیصِ درست و غلط بودن را ذهن اظهارکننده قرار دهیم نه ذهنِ مخاطب .

دلیل
مکانیسم پذیرش و یا ارائه دلیل ذاتیِ ساختمان مغز است همچنین دلیل از هماهنگی محفوظاتِ ذهن سر بر می‌آورد . دلیل محصول محفوظات قبلی در ذهن است ، محفوظاتِ ذهن ، هر یک از پَس دیگری و به تبعیّت از و هماهنگ با یکدیگر در ذهن جای می‌گیرند . بنابراین هر محفوظ ، در هماهنگی و سازش ، با مفاهیم قبلی است . این سازش و هماهنگی طبیعیِ مغز آدمی است . پس دلیل خود قبل از آن‌که نموده شود و به میان آید و اظهار شود ، همزمان و در بطن و ذات مفاهیمِ موجود در مغز ما وجود دارد . دلیل یعنی این مفهوم با مفاهیم دیگر سازگار است .
 مغز سالم و حساس و تیزبین ، مفهومِ ناسازگار با مفاهیم قبلی را در خود جای نمی‌دهد . پس دلیل ، خود پیشینیِ معرفت و آگاهی است نه این‌که از پسِ مفاهیم سر برمی‌آورد بلکه همراه و همنشین مفاهیم در مغز ما است .