فلسفه شناخت

ادامه قوانین حاکم بر مغز حالا اگر سؤال کنیم مادور یعنی چه ، می‌گوئید تیپ و مشترکات چهرۀ افرادی است که چهرۀ آنان مثلثی باشد . مادور یعنی مثلثی بودن چهره ! اگر فرض کنیم که مفاهیم ، هریک در مغز ما جایگاهی مخصوص دارند به این نتیجه می‌رسیم که MADOOR نشانی 2 محل هست که با هم در ذهن ما ارتباط دارند . یکی محل بایگانی الگوی صوتِ MADOOR و یکی هم محل بایگانی مفهوم مثلثی بودن چهره .
     ما بارها اتّفاق افتاده که کسی را دیده‌ایم او را می‌شناسیم و کاملاً چهرۀ او را به یاد می‌آوریم لکن نام او را به خاطر نمی‌آوریم ، علّت این است که محل بایگانی نام‌ها در جای دیگری است ، هم چنین بارها شده نام چیزی کاملاً برایمان آشنا است امّا شکل آن را به خاطر نمی‌آوریم ، علّت این است که شکل آن در محل دیگری است . این محل‌های مختلف با هم ارتباط مادّی و ساختاری دارند .
فرض کنید دیشب شام جوجه کباب خورده‌اید و امروز صبح که از خواب بیدار شدید ، یادتان نمی‌آید که دیشب شام چه خورده‌اید . لختی تأمّل می‌کنید و پس از چند ثانیه ناگهان به یاد می‌آورید که دیشب جوجه‌کباب خورده‌اید ، چگونه این یادآوری انجام می‌شود ؟ این نکته بسیار بدیهی است که اگر ما ندانیم به دنبال چه می‌گردیم هرگز به چیزی نمی‌رسیم . امّا در مورد شام دیشب موضوع این‌طور نیست . شما حداقل یک چیزِ مشخّص در موردِ شام دیشب می‌دانید . می‌دانید که از نظر زمان دیشب بوده ، یا می‌دانید که شام بوده ، یا می‌دانید که در منزل و با خانواده شام خورده‌اید ، یا حتّی ممکن است بدانید که یکی از اعضای خانواده در مورد شور بودنِ شام دیشب چیزی گفته است . پس شما هرچند نام و قیافۀ شام دیشب را فراموش کرده‌اید امّا چیزهای دیگری در مورد شامِ دیشب می‌دانید و از طریق یک یا چند از این چیزها از مسیر غیرمستقیم ، به نام و شکل شامِ دیشب می‌رسید و به یاد می‌آورید که دیشب جوجه‌کباب خورده‌اید پس کلیۀ مفاهیم در مغز به هم ارتباطِ ساختاری دارند .
هم‌چنین کلیّۀ اجزای یک مفهوم نیز به هم ارتباطِ ساختاری دارند . مثلاً شکل یک صندلیِ خاص با رنگ و محل آن در سالن پذیرایی و قیمت خرید آن و ..... همه با هم در ارتباطِ ساختاری هستند زیرا از هریک به بقیه می‌توان رسید .